Sadegh Vahedi
Sadegh Vahedi, better known as Sadegh, he has started his music career in 2010 as a member of Kaqaz Records Label and has released his first album named, Good Morning Iran. Sadegh is a hip-hop singer who during his years of activity has tried to combine, innovate and break the common frameworks of music while maintaining the identity of his own style. Sadegh has released 6 albums and several singles and has collaborated with many artists in different genres. He is known as an avant-garde artist in hip-hop music with diverse experiences.

برچسب ها: 

در حال نمایش 5 نوشته (از کل 5)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #231
    Avatarhashem514
    مشارکت کننده

    یجورایی تنها چیزی که بهش فکر میکنم رو تو این متن جادادم.
    بار اولم هست که داستان مینیویسم ولی بار اولم نبوده که فکر کردم. پس ببخشید اگر منظورم یکم مبهم بود.
    اما خوشحال میشم جواب سوالاتون رو بدم و باحاتون بحث کنم……

    مجبور شدم از عمقش تا میتونم کم کنم. چون بنظرم زیاد از حد بود.
    ……..فقط بگم با یه روخوانی ممکنه منظورم رو متوجه نشید. فکر بیشتری لازم هست.

    . بچه که بودم فکر میکردم همه ادما ادمای خوبی هستن. تا اینکه دیدم بعضی‌ها با لبخند در خونه‌ت رو میزنن،درو که باز میکنی یهو چهار دست و پا میشن.
    بزرگ تر که شدم دیدم گرگ‌نما ها انقد عاشق طمع شدن، که فقط عطش براشون باقی مونده.
    ولی چی میتونه باعث بشه که یکی تبدیل به گرگ‌نما بشه؟
    شاید خوبی کرد و خوبی ندید.
    شاید مردی کرد و نامردی دید.
    دید که با خوبی غذا گیرش نمیاد. پس دندوناش رو تیز کرد زیر ظاهر آدمیش استتار کرد.
    من از گرگ‌ها متنفر بودم. اونا غذاهای منو می‌دزدیدند جوری که برای خونوادم هم کم میومد. اونا فقط اگه بهشون غذا بدی با دوتا پا راه میرن.
    ‌ دیگه از غذا دادن بهشون خسته شده بودم.خودم هم گرسنه بودم.تا اینکه یه ایده به سرم زد.
    گفتم اگه من یکم خودمو گنده تر کنم و بی اعصاب جلوه بدم، که حداقل به این راحتی از روم راه نرن و سواستفاده کنن.
    چند روز بعد احساس کردم دندونم بزرگتر شده. یکدفعه چشام واز شد گفتم:ای وای. این چه مسیری بود که من گرفتم؟ تفاوت بین من و اون گرگای بیرون چی هست؟
    آیا گشنگی انقدر ارزش داره که با تسلیم شدن بهش، ادمیتم رو پاک کنم؟
    به هرحال باید یه فکری برا گرسنگی میکردم،پس در خونم رو قفل کردم. نمیدونم چند وقت قرنطینه بودم. ولی میدونم روز به روز هدفم بزرگ تر از قبل می‌شد.
    خیلی دنبال غذا گشتم ولی این دیوارهای بزرگ چشم هام رو بی فایده کرده بود. پس چشمام رو بستم. پرده ها رو هم کشیدم. سفری رو شروع کردم که کمتر کسی شروع میکنه.
    وسطای راه به یک دوراهی رسیدم. ادامه ندادم. میخواستم راه رو با دقت برسی کنم.
    سمت راست جهانی رو دیدم،
    که از بهشت پیامبران هم زیباتر بود. معنی‌دارتر بود.
    دومینوی خوبی تبدیل به آبشار شده بود و زنجیر بدی تکه تکه شده بود.
    یه پیمون‌کار پیر رو دیدم که دست به پهلو وایساده بود و با لبخند داشت به اطرافش نگاه میکرد.خیلی اشنا به نظر می‌رسید. انگار اون‌هم من رو میشناخت.
    و اما سمت چپ.
    وحشتناک‌تر از هر کابوسی.
    هوا پر از خون بود.ویرانی محض. درست غلط بود و غلط درست.
    رهبر این دنیای باورنکردنی، از شیطان دیوانه‌ تر بود. او بدی را برای بد بودنش دوست می‌داشت.
    نفس او طوفان گرگ بود و نگاهش قاتل خوبی .
    سریع به سمت پیرمرد دویدم.
    تا شروع به دویدن کردم، در خانه ام ظاهر شدم.

    اما همه چیز عوض شده بود. همه جا از زمین تا آسمون پر از غذا شده بود… گرسنگی برایم غیرمنطقی شده بود… گرگ‌هایی که تابحال از آنها متنفر بودم را حال دوست داشتم… اهمیت نمی‌دادم اگر دست من را هنگام غذا دادن گاز بگیرند.
    چون که شیرینی غذا را در غذا دادن می‌دیدم.
    ……………………..

    یه دفتر دارم که حرفای دلمو توش مینویسم. این شاید بشه خلاصه همش.
    ممنون که وقت گزاشتید.
    ببخشید اگه غلط داشت

    #238
    Avatarhashem514
    مشارکت کننده

    البته نه من هنوز کاملم نه دفترم. خخخ

    #243
    ِDANIYARِDANIYAR
    مشارکت کننده

    حاجی کلمات باید درست بچینی کنار هم ولی از اون چشامو واز کردم باحال بود ایموجیم نمیشه زد
    اگه میخوای شروع کنی به نوشتن اول باس کتاب بخونی انقدر بخونی که چیدمان کلمات تو کتاب ها دستت بیاد ولی خوب قرار نیست طبق قوانین کتاب نویسی عمل کنی طبق نوشته های خودت برو به شرطی که بتونی القا کنی
    گرگ بودن بد نیست عالیه فقط باس بتونی گرگ رو کنار ادمیتت نگه داری این یکم سخته ولی شدنیه

    #278
    Avatarhashem514
    مشارکت کننده

    این نوشته در اصلش برا خودم هست. میدونی. نوشتمش که خودم روشن تر افکار خودمو ببینم. وکاملا درست میگی که با کتاب خوندن بهتر میشه نوشتنم. ولی حرفامو باید رودررو بزنم. باید بحث کنم. یک طرفه سختمه منظورم رو بگم.

    #287
    Avatarhashem514
    مشارکت کننده

    لطفا درمورد نظرت درباره خوب بودن گرگ ها توضیح میدی

در حال نمایش 5 نوشته (از کل 5)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.